هزار وسیصد و هشتاد و هفت باردگر

پرید پلک وکسی ضربه ای نزد بر در

....

تو مثل ابر بهاری , بهار تشنه توست

حریق تشنگی اش را شبی ببار و ببر

نیامدی و بهار از کنار خانه گذشت

وقلب باغچه لرزید و غنچه شد پر پر

چه سال نوری دوریست سال آمدنت

کجای این شب مسدود می رسم به سحر

...

ابراهیم واشقانی

****واما اشعاری با حال هوای بهار****

...

امسال هم تقویم سبز خانه ی ما

تا خورده و زرد است برگ جمعه هایش

روح الله عیوضی

***********************

امروز آقا بی تو جور دیگری بود

حتی نگاه یاس ها نیلوفری بود

...

این سال هشتاد و چهار شمسی ما

آقا چه میشد سال خورشیدی تری بود

علی اکبر لطیفیان

***********************

و...

خیلی دیگر از اشعار بهاری هست که مجال نوشتنشا را ندارم...

 

بهار با توبیاید به خانه دل ما

سری به خانه ما زن صفای آمدنت...(1)

....

نیامدی , نیامدی ....ونیامدی...

تا جایی که سرودند:

تا بود غم بود... تا بود... تا هست

تا روزهامان دور از شما هست

ما بی ستار ه ها ییم تنها

تنهایی ما تا نا کجا هست

شنبه دوباره تا پنج شنبه

جمله بسازیم با نیست یا هست...

...

بیچار ه گی ها پایان ندارد

تا که نیایی تا خدا هست

این شعر پر بود از"تا"که یعنی

بین من و تو صد قرن راهست(2)

....

 

التماس دعا

اللهم عجل لولیک الفرج...

 

پی نوشت:

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- شعر از محسن عرب خالقی.

2- شعر از علیرضا لک.

توضیحات:

تمام اشعار ذکر شده را از مجموعه کتاب های غزل مرثیه(گزیده اشعار عاشورایی,انتشارات آرام دل)آورده ام.

انتخاب اشعارسریع و با کمی تا مل همراه بوده است.