خبر خبر بها ر میاد...(همراه با 2 قدم)
قدم اول
بازهم جسارت به خرج دادم واین نوشته ایی را که نمیدونم چه بنامم (ترانه, شعر فولک لر...) را که تازه کار کردم, تقدیم دوستان میکنم و منتظر نقد و راهنمایی های همه شاعران بزرگوارهستم....
سال خوبی داشته باشید...
یاعلی مدد...
خبر , خبر...بهار میاد ,بهار میاد
طراوتی به دشت ولاله زار میاد
برای ما که دلامون خزونیه
یکی بیاد بگه به ما, بهار چیه؟
بهار چیه؟فقط زمینا سبز میشن؟
روی زمین بارونُ ابرا می پاشن
یا که بهار, شروع زنده شدنه
نبضِ زمین خشک دوباره میزنه
تیرگی و مردگی معنا نداره
جار میزنن,عیده وبازم بهاره
پس تکلیف دلم چیه؟! آهای بهار
راس می گی واسه عاشقا شادی بیار
اون عاشقی که از فراق خزون میشه
پیر میشه هر بهار, دیگه جوون میشه؟
گلا وسبزه هاتو بردارو برو
شادی آدما تو بردارو برو
سرما رو به این چیزا گرم می کنی؟
با گل یاست ما رو پر غم میکنی
بهار ما نیومده , اگه بیاد
بهار بهار میشه بهار خیلی زیاد
بهار ما نیومده , ولی میاد
خدا خودش این وعده رو به ماها داد
بهار ما وقتی بیاد غم تمومه
زنده باشم من اون روزوُ , آرزومه
بهار, تو که مثل دو چشمام می باری
بگو که از بهار ما خبر داری؟
خبر داری الان کجاست؟آسمونه؟
نیت اومدن داره؟ کی میدونه؟
کی میدونه میخواد بیاد ؟ یا اینکه نه!
منتظراش شدن زیاد ؟ یا اینکه نه!
اسن بیاد بهار ما برای کی؟
میگیم ,بیا, بیا , بیا... , دروغکی
به رسم عاشقا می خوام بگم ;بهار
یابن الحسن ای مر تضا رو یادگار
*****
بی تو بهار صفا نداره بی شک
بیا , تا سال ما بشه مبارک ...
قدم دوم:
داشتم به این فکر میکردم که چقدر از بهار و مسائل مربوط به بهار در اشعار آیینی امروز هست
با یک مرور وکنکاش نیم ساعته این ابیات را پیدا کردم ...
برام جالب بود, گفتم شما هم بخوانید...
***********************
دنیای بی نگاه تو تاریک ومبهم است
بی تو تمام زندگی ما جهنم است
....
با پنجه های ظلم به روی گلوی عدل
دیگر بها رآمدن تو مسلم است...
میثم مومنی نژاد
***********************
صدای صدای رسیدن,صدای صدای بهار
چقدر کرده دل منتظر هوای بهار
...
بهارِ عصر تویی پس بیاکه بعد ازاین
زمانه جشن بگیرد تورا به جای بهار
سید محمد بابا میری
***********************
هرگز نمی رسیم به فصل بهار تا
تو غایبی زصفحه این روزگارتا
...
محمد عظیمی
***********************
از مرز ابرهای بهاری عبور کرد
چشمی که رد پای شما را مرور کرد
...
روزی هزار مرتبه تقویم , نا امید
تاریخ روز آمدنت را مرور کرد
...
و
بی تو چندیست که در کار زمین حیرانم
مانده ام بی تو چرا باغچه ام گل دارد
سید حمید رضا برقعی
***********************
...
بوی بهشت می وزد از کوچه باغ ها
خاک زمین بهاری گلهای دیگریست...
سید محمد جواد شرافت
***********************
....
خرم شده ام عین بهار دل گلدان
گلدان ترک خورده و سبزی تری چند
رنگی که شکستیم در این جلوه فروشی
مقصود بود اینکه گذارد اثری چند
...
عکسی که گرفتیم لب آب,در آمد
پیداست فراق و من و اشک ونفری چند
محمد سهرابی
***********************
ادامه مطلب را حتما بخوانید
یامن اظهرالجمیل وسترالقبیح