شـــور (فاطمیه 92)
سایه ی بالا سرم تویی
بذار بگم مادرم تویی
هزار دفه جون بدم کمه
که مادر بی حرم تویی
من نوکر خونوادتم
خبر داری از ارادتم
مادر دعا کن شهید بشم
در آرزوی شهادتم
حرمت کجاس ؛ دل ِ شیعه هاس ؛ تو دلا حرم زدی مادر
مشهد ونجف ؛ یا که کربلا ؛ همه جا حرم زدی مادر
مددی ام ابیها ؛ مددی مادر یازهرا
دوباره فصل غم اومده
بهار حیدر خزون شده
من اومدم تو دعام کنی
که حال و روز ِ دلم بده
سیاه شده روزگار ِ من
یه شب به قلبم سری بزن
شفا بده دردای ِ منو
قسم به ارباب ِ بی کفن
خواهش ِ منه ؛ بکشی یه شب ؛ چادرت رو رو سر ِ نوکر
این کبوترت ؛ بیقرارته ؛ برا تو میزنه بال و پر
مددی ام ابیها ؛ مددی مادر یازهرا
مگه نه اینکه تو کوثری
آروم ِ جون پیمبری
به مدح تو بس همینکه تو
همسر و همتای حیدری
مگه نه اینکه تو مادری
به کل عالم تو سروری
روز قیامت روزِ توئه
ملیکه ی روز ِ محشری
پس چرا دیگه ؟؛ بین کوچه ها ؛ تو رو میزدن اون نامردا
توی روضتون ؛ شده منجلی ؛ همه روضه های کربلا
مددی ام ابیها ؛ مددی مادر یازهرا
یامن اظهرالجمیل وسترالقبیح