زمینه شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها (به دشمن توالتماس نکردمو ...)
یه عالمه ، حرفِ نگفته دارمو
سر تو رو ، رویِ پاهام میزارمو
خودت بابا ، ببین تو حالِ زارمو
ببین گوشایِ پارَمو
خَزون زده بهارمو
به جایِ یتیم نوازی / منو زدن
بچه هاشون وقت بازی /منو زدن
توی کوچه بینِ بازار/ منو زدن
جلویِ چشمِ علمدار/ منو زدن
( پایِ نیزۀ علمدار / منو زدن )
مَن الذی ایتمنی ، بابا حسین
منو ببر ، که از خرابه خستمو
ورم داره ، ببین چشایِ بستمو
شفا بده ، دست و پای شکستمو
چِشِ به خون نِشَستمو
یا لرزه هایِ دستمو
بابائی به هر بهونه / منو زدن
با لگد با تازیونه / منو زدن
تویِ اون کوچه نبودی / منو زدن
همه مردایِ یهودی / منو زدن
مَن الذی ایتمنی ، بابا حسین
اگه بابا ، حالا یه کوهِ دردمو
قسم به تو ، دل به خدا سپردمو
به دشمنِ ، تو التماس نکردمو
غمت ، به شونه بردمو
بگیر تو دستِ سردمو
تو نبردی نا برابر / منو زدن
بمیرم از عمه کمتر / منو زدن
تو آغوشِ عمه زینب / منو زدن
صبح و ظهر و عصر و هر شب / منو زدن
تا میگفتم ، بابا ،بابا / منو زدن
تو بیابون کوچه هر جا / منو زدن
مَن الذی ایتمنی ، بابا حسین
سبــک (جهت دانلود کلیک کنید )
یامن اظهرالجمیل وسترالقبیح