واحد (زبانحال حضرت رقیه س)
شب گريه هام ؛ قمر اومده
تو طشت ِ طلا ؛ پدر اومده
برا ديدنم ؛ باسر اومده – پدر اومده
شب ِ زاري ام ؛ چه دير اومدي
عجب اي بابا ؛ به ماسر زدي
چي ميشه اگه ؛ جوابم بدي – جوابم بدي
شبا عمه جون – برا من ميخونه لالايي
منم امشب ُ – برا تو ميخونم بابايي
چشماتو ببند – لالايي لالايي لالايي
جون من بخند – لالايي لالايي لالايي
بابا حسين – بابا حسين
بهار ِ خزون ؛ شده دخترت
ببين نيمه جون ؛ شده دخترت
يه مشت استخون ؛ شده دخترت – فداي سرت
توي كوچه ها ؛ كجا بودي تو ؟
زير ِ دست و پا ؟ ؛ كجا بودي تو ؟
تو بازار بابا ؛ كجا بودي تو ؟ - كجا بودي تو ؟
باباي گلم – شدي سيب ِ سرخ پژمرده
من خبر دارم – به لبهات چوب ِ دستي خورده
شديم بعد ِ تو – بابايي بابايي افسرده
يه دست ِ ضخيم – گوشامو چشامو آزرده
بابا حسين – بابا حسين
ببين خسته ام ؛ منو مي بري ؟
بازم گوشواره ؛ برام مي خري ؟
برا عمه هم ؛ بخر معجري – منو مي بري ؟
بگو با عمو ؛ باشه پهلوون
تو رفتي شديم ؛ همه قد كمون
زدن سنگ به ما ؛ زدن تازيون – زدن بي امون
يه شب گم شدم – دويدم دويدم به هر سو
زمين خودرم ُ – شده زخمي دستامو زانو
يهو زجر اومد – لگد زد لگد زد بر پهلوم
رو خاكا منو – كشيدم كشيدم با گيسوم
بابا حسين – بابا حسين
یامن اظهرالجمیل وسترالقبیح