زمینه شب سوم (حضرت رقیه س)
كوچه به كوچه / خورديم كتك بابا
خونه به خونه / سنگ از لب ِ بوما
كاشكي سنگ بود و مشت و لگد بود
حرف ِ شاميا حرفاي بد بوده
نگاشون پر از حرص و حسد بود
بابا بابا
بابا ، خسته ام از طعنه و دشنام
بابا ، خسته ام از خرابه ي شام - منو ببر
دير اومدي اما ؛ خوش اومدي
خوش اومدي بابا ؛ خوش اومدي
از ضرب ِ سيلي / چشمام سياهي رفت
با چكمه دشمن / راه رو تنم مي رفت
من شدم بابا سر بار ِ عمه
بيقراره و ميباره عمه
دعا كن طاقت بياره عمه
بابا بابا
بابا ، سلسله روي گردن من
بابا ، پره زخمه همه تن ِ من - منو ببر
ديدن ِ يتيما ؛ خوش اومدي
خوش اومدي بابا ؛ خوش اومدي
+ نوشته شده در جمعه پنجم آبان ۱۳۹۱ ساعت 12:52 توسط دم بازدم
|
یامن اظهرالجمیل وسترالقبیح